حرفهای مزه مزه نشده - یک ماما با چکمه های سفید

آیا در این دنیا کسی هست بفهمد، که در این لحظه چه میکشم؟ چه حالی دارم؟

 

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دلم گرفته
نویسنده : مستانه قوامی - ساعت 3:56 PM روز جمعه 29 مهر ماه سال 1390
 


کافیست کمی دلت گرفته باشد غروب ها- همه شان جمعه می شوند.


پ.ن1:ای خدایا مهربون از زمین و آسمون دلم گرفته.(آهنگ دلم گرفته با صدای مازیارفلاحی)کلیک کنید

پ.ن2: دارم سعیمو میکنم با خودم تکرار میکنم از افکار منفی تلاش  میکنم دور شم اما باورکن نمی تونم چشمامو به روی حقیقت ببندم نمی تونم...تو میتونی؟!


پ.ن3:ما ایرانیها واقعاً آدمهای غمگینی هستیم(بخوانید)


بعدا اضافه شد نوشت: آیا در این دنیا کسی هست بفهمد در این لحظه چه میکشم چه حالی دارم!؟


 
comment نظرات (20)
 
 
در سرزمین من
نویسنده : مستانه قوامی - ساعت 03:01 AM روز جمعه 6 خرداد ماه سال 1390
 
در سرزمین من ، هیچ کـوچه ای
به نام هیچ زنــــــــــــی نیست ، و هیچ خیابانــــــــی ...
بن بست ها اما ، فقط زنهــــــــا را می شناسد انگار
در سرزمین من ، سهم زنها از رودخــــــانه ها
تنها پل هــــــایی است ، که پشت سر آدمها خراب شده اند
اینجــــــــــا ...
نام هیچ بیمارستانـــــــــــی ، مریم نیست
تخت های زایشگاههــــــــــا اما
پر از مریم هــــــــــای درد کشیده ای است
که هیچ یک ، مسیح را ، آبستن نیستند ...

 
comment نظرات (53)
 
 
هیچ حس خاصی ندارم!
نویسنده : مستانه قوامی - ساعت 3:56 PM روز دوشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1390
 
بایدبگم که هیچ حس خاصی نسبت به روزمعلم و معلم جماعت ندارم البته قصد بی احترامی و جسارت هم ندارم ولی خب باید حسمو میگفتم که هیچ حسی نسبت به معلما ندارم! حالا نه اینکه خاطره های خوبی نداشته باشم و یا چیزی ازونا یاد نگرفته باشم نه نه!اینا نیست فکر کنم بیشترش واسه اینه که از جو و سیستم نظام آموزش و پرورش دلخورم اینارو میگم،جوی که فقط توش نمره سالاری باشه،جوی که فقط دروس تئوری رو تو مخ دانش آموز وایضاً دانشجو به هرقیمتی که شده وارد میکنه،جوی که واژه پرورش را نادیده گرفته،جوی که هرازچندگاهی صدای آموزگاراش دربیاد که چی حقوق و مزایامون کمه،جوی که دانش آموزاش سرکلاس یا چرت میزنن یا منتظرن زودتر فرمایشات معلم تموم بشه و بزنن به چاک،جوی که دانش آموزان بعداز پایان امتحانات بخوان از فرط خوشحالی قبول خرداد کتابارو تیکه تیکه کنن،جوی که مدام نظام و برنامه هاش بخواد تغییر کنه مثلاً یه روز سال چهارم دبیرستان برداشته بشه،بعدش دوباره اونو برگردونن،جوی که خودشون هم نمی دونن تکلیفشون با خودشون چیه،جوی که سالهاست دانش آموزارو خون به جگر بودن یا نبودن کنکور کرده،جوی که هنوز خیلی از معلماش نمیدونن چطوری جدول مندلیف و یا مفهموم مشتق صفر و یا تحلیل صرفی و یا...را آموزش بدن،بدم میاد!
پ.ن1: قشر معلم جماعت خداوکیلی از بقیه راحت ترن و از اینکه مدام بعضی هاشون میان گله میکنن بیزارم،چرا اولاً هم همیشه خدا تعطیلن سه ماه تابستون عیدنوروز وکلی روزای دیگه که فقط به تعطیلی مدارس میکشه،ثانیاً،حقوقهاشون زیادشده ولی بازم میگن کمه!
پ.ن2: من بیشتر معلمای دینی رو دوس داشتم چون نسبت به بقیه بیشتر باما صمیمی میشدن و راحتر میشد باشون درد و دل کرد!
پ.ن3: اگه بخوام روز معلمو به یه نفر تبریک بگم اون فرد کسی نخواهد بود جز:خانم فریزر!یادتونه با این اتوبوسی که داشت چقدر بچه ها رو گردش علمی می برد!واقعن جا داره بهش بگم: معلمممم عزیزممم روزت مبارک!
پ.ن4:شهادت،تبریک یا تسلیت مسئله این است!!!

 
comment نظرات (23)